حسن حسن زاده آملى

34

هزار و يك كلمه (فارسى)

كائن فى الدار ، زيد كائن عندك . 3 - اگر متعلّق ظرف افعال خصوص و مقدر باشد باز ظرف لغو است ، مثل بسم اللّه كه ابتداء يا استعين يا نحو آنها مقدر است . 4 - اگر متعلّق ظرف افعال خصوص ظاهر باشد نيز ظرف لغو است مثل زيد دخل فى الدار . در قسم اوّل چون خبر محذوف است و ظرف بجاى آن نشسته است و در خبر ضمير است بدين لحاظ گويند ضمير در ظرف استقرار دارد و ظرف مستقر است . مثلا زيد فى الدار تقدير و اصل آن زيد كائن فى الدار است كه در كائن ضمير مستتر است و رابط خبر به مبتدا است ، و فى الدار بجاى كائن نشسته است كه ناچار ضمير در ظرف قرار گرفته است ؛ و امّا آن سه وجه ديگر چنين نيستند كه خالى و عارى از ضميراند كه از اين عارى بودن از ضمير تعبير به لغو كرده‌اند . كلمهء 12 شيئيّت شىء به صورت شىء است ، و صورت شىء آنى است كه شىء بدان بالفعل است . حال بدان كه صورت مركّبات به حسب تحقيق آنى است كه مقوّم مركّب است ، و آن صورت فارد واحدى است كه از مبدأ فيّاض بر مركّبات فائض مىشود ، و صور و طبايع بسائطى كه در مركّبات‌اند به منزلت فروع و قوى و شرائط حدوث آن صورت مقوّم‌اند . در بيان اين مطلب شريف گوييم : حصول كيفيّت مزاج مركّب اگرچه متوقف بر امتزاج صور بسائط است ، ولى صور بسائط خارج از حقيقت مركب كه هر يك از مواليد معدنى و نباتى و حيوانى است مىباشد ، و اين حقيقت همان صورت فائض از مبدأ فيّاض بر مركّب است كه منتزع ماهيت و صورت علميه شىء است . در اين مقام بايد فرق ميان جوهر و جوهرى ، و عرض و عرضى دانسته شود . فرق ميان عرض و عرضى به مجرد اين كه عرض مبدأ اشتقاق است و عرضى مشتق